blog*spot

 

Yashasin Azerbaycan, Yashasin Xoy
 

Məqalələr 

مقاله لر

تاريخي اثرلرTarixi əsərlər

  خبرلر         Xəbərlər

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Contact us:

s61r@yahoo.com

 

 

 

 

نگاهي به خوي در 60 سال قبل

حسين رضازاده

مظالبي که در ذيل مي خوانيد قسمت هائي است از کتاب « آذرآبادگان » نوشته هوشنگ باختري . نويسنده کتاب همانطور که در مقدمه اشاره مي کند ده سال قبل از طبع اين کتاب « 1320 ه . ق » در تلاش معاش سفري به آذربايجان و دياري که تا آن روز نديده بود مي کند . در اين مسير از شهرهاي زنجان ميانه مراغه سراب اردبيل آستارا مشکين شهر تبريز مرند خوي عبور کرده است و از متن کتاب چنين بر مي آيد که نويسنده از بين تمام شهرها نسبت به شهرهاي خوي و تبريز علاقه بيشتر و نگاه تحسين آميزي داشته است و اينک قسمت هائي از اين کتاب : خلق و خوي خوئي ها را کمتر جائي دارد اصولا خوئي ها مردماني صميمي و معتدلند . اين اعتدال مزاج را در روابط اجتماعي مردم مي توان ديد که مراسم عيد يک نمونه کوچکي از آن است : در آستانه سال نو شهر به چند منطقه تقسيم شده و ريش سفيدان محل از پيش اين موضوع را به اطلاع همگان رسانيده اند . آنوقت در « گردشگه » ايام عيد هر روز يک محله با ميوه و شيريني در خانه هاي خود براي پذيرائي از ساير محلات مي نشينند و بدين سان ديدوبازديد عيد منحصر به قوم و خوش و بش با آشنايان نيست . مقدم همه کس در همه جا و همه وقت گرامي است . عمله و فعله و کارگر و کشاورز و شاگرد پادو به همان اندازه مقدمش گرامي است که تاجر و مالک و مدير کل . ايام گردش عيد از پر تحرک ترين و پرجنب و جوش ترين روزهاي اين شهر است . آدمي هست که در يک روز از صد -“ صدوپنجاه خانه سرکشي مي کند و با تمام همشهريان خود به گفتگو مي نشيند . يک چيز جالب ديگر خوئي ها در تدارک عيد آن است که يک روز قبل از روز چهارشنبه آخر سال مردم تمام روستاهاي اطراف خوي براي خريد عيد به شهر مي آيند به طوريکه به دليل کثرت جمعيت در معلبر شهر جاي سوزن انداختن نيست . بعد شهر را در آستانه سال نو دسته جمعي ترک مي کنند . خريد عيد آن هم در روز و ساعت معين و با اين حجم و اندازه علاوه بر اينکه برزگر خوئي را نو نوار مي کند و اهل بيت او را به نوائي مي رساند خود به خود سبب مي گردد که قسمت عمده اي از سور و سات شب عيد کسبه شهري نيز روبراه شود . خيابانهاي شهر را زير پا مي گذاريم . اصولا خوي شهري است قديمي با مردمي متدين زنان خوي همه باحجابند . در معابر عمومي شهر مانند همسايه اش مرند زن بي حجاب به ندرت ديده مي شود مگر اينکه از جاي ديگر آمده باشند . مردم اکثرا خوش قيافه و خوش برخورد و تيزهوشند . بايد دانست که رقم باسوادان خوي نسبت به جمعيت در مقايسه با شهرهاي مشابه بالنسبه بالاست . اين افزايش به کثرت مدارس مربوط نيست بلکه بيشتر ناشي از بيداري عمومي و هوشياري و  توجه پدران و مادران به تربيت و آينده فرزندانشان است . در راهرو بازار زن و مرد در رفت و آمدند . کثرت سراهاي خوي و عظمت برخي از آنها توسعه و قدمت امر تجارت را در اين شهر در روزگاران گذشته که پيشترها برو بيائي داشته و عمده تجار پشم و برنج در زاويه ان متمرکز بوده اند را نشان مي دهد . « سراي خان » با آن نماي آجري و صحن وسيع و حوض بزرگ پرآب و رديف درختان تبريزي نيز امروزه از مزاکز مهم معاملات پشم و روغن و برنج خوي است . خوي از جمله شهرهاي نادري است که آب آن لوله کشي است و اين لوله کشي با همت خود مردم و در بيست سال گذشته صورت گرفته که آب زلال و گواراي چشمه سارها بدون مانع پيش قسط و حق انشعاب در در دسترس عموم گذاشته شده و جالب اينجاست که هيچکونه شير و کتري در ميان نيست و هر کس به اندازه نيرويش برمي دارد و ماهانه حدود پنجاه ريال يا کمتر و يا بيشتر به قدر وسعش مي پردازد . امروزه خوي در بين شهرهاي آذربايجان با نزديکي به بازارهاي معاملاتي چون ترکيه قفقاز و غرب و شرق آذربايجان و مرکز ايران و مجاورت با درياچه اروميه و وفور آب و برخورداري از جلگه و حومه وسيع خدادادي از يک موقعيت طبيعي و اقليمي کم نظيري برخوردار است که در صورت استفاده از امکانات موجود مي تئان سيماي شهر را دگرگون کرد . امروزه خطه خوي امکان هر گونه فعاليت اقتصادي اعم از توسعه دام داري هاي بزرگ با اتکاء به مراتع مصنوعي توليد علوفه و رشد و تکثير همه نوع محصولي را اعم از صيفي و سردرختي داراست . گلابي « پيغمبري » خوي در بازار ملک فارسي شهره است . سيب « فيرورق » خوي با انواغ سيب زنوز مانند سيب « قباله » « پائيزه » « سرخ » « گرده شيرين » و « بالجه اي » در عطر و طعم و طراوت برابر است . علاوه بر اين خوي سرزمين عسل است . همکنون هزاران کندوي زنبور عسل از نوع کندوي جديد چوبي يا سبدب و گلي در تمام جلگه و کوهپايه هاي خوي پراکنده است که از نوش گياهان شهدزاي دامنه هاي سرسبز و خرم و پر گل و رياحين ادامه آرارات و اطراف و اکناف سالانه هزاران کيلو عسل از نوع سبلان شانه هاي خود را پيوسته پر و خالي مي کنند . علاوه بر آن خربزه و هندوانه خوي را کمتر جائي دارد . هندوانه خوي بقدري در شيريني و تردي اعلاست که ئر موقع رسيدن محصول در جاليزارها اگر پرنده پر بزند بدون اغراق دهها هندوانه از ارتعاش هوا مي ترکد و بايد گفت هندوانه هاي خوي دل نازک تر از دل عاشق و معشوقند که به يک حرف تند و يا جزئي صدا مي شکند و شب ها که سکوت بيشتر است اين صدا واقعا شنيدني است ! که با جزئي پرخاش صدها هنوانه گريبان مي درند و سينه چاک مي کنند.           

  Back

 
 

 

«  تبريزلي شمسين» مزاري خوي  شهرينده

ياشار آرامان

  !خوي شهرينين باتي بولگه سينده اسكي ائولر آراسيندا اوجا و قوجامان بير منار گؤيلره قالخاركن ايللر بويودور چئشيدلي اولاي لار قارشي سيندا دايانيب و ايلايسال (تاريخي) قاينا قلاردا «تركستان ايران» آدلانان شهرده ياشايان تورك ميللتين اوجامان همتين بوتون دونيا سياحلارينا گؤستر مكده دير.بو منارين اون بئش متره ياخين اوجاليغي وار و اونون اطرافي وحشي قوچ بوينوزلاري ايله بزه نيب و قوجالار آراسيندا بير سوز واردير كي بو قوچ لارين هاميسيني خوي شهرينين حاكيم لرينين بير يسي بير گون عرضينده اوو لاييب دير.ايلا يسال قايناقلار ينا اساسلاناراق دئمك اولار بو منارين تيكيلمه سي و قوچ بوينوزلاري ايله بزه نيلمه سي. «شاه اسماعيل ختايي» نين بوشهرده حكم سور دويو چاغلارا عايددير. شاه اسماعيل صفوي پادشاهليق دان علاوه بويوك بير عارف و دويغوسال بير شاعر ايميش. او اؤز شعر لرينده مولوي مكتبينين دوام وئرن لريندن ساييلير. بو مطلب شاه اسماعيل خطايي نين مولوي و شمس تبريزه بسله ديگي حرمت و ارداتي آيدينلاشديرير. دئمك شاه اسماعيل بير طرفدن عثمانلي لارين دؤيوش جبهه لرينه ياخين لاشماق مقصدي ايله و باشقا بير طرفدن اؤزسئودييي و تام علاقه بسله دييي تبريزلي شمس كيمين كاميل بير انسانا ياخين لاشماق اوچون خوي شهريني بير مدت اؤزونه باشكند اولاراق سچميش دير و بعضي روايت لره گؤره تبريزلي شمسين مزارينين مقابيلينده اؤزونه بير عمارت تيكميشدير. يازيقلار اولسون بوعمارتدن بيزه بير نشانه قالماييب دير, نئجه كي او اوچ بويوك مناردان دا يالنيز بير ييسي بوگونه دك چئشيدلي اولاي لار قارشي سيندا دايانار كن اؤزقامتين ديك ساخلاييب دير.دئمك بير چوخلو يازيچي لارين و سياحلارين وئردييي معلوماتا اساسلاناراق تبريزلي شمسين بو اوجامان منارين آلتيندا قويلانيلماسين دوشونوروك. ائله همين يازيچي لارين قيد ائتديي اساسدا اسكي چاغلاردا بو منارين ياخين ليغيندا ايكي باشقا مناردا وارايميش كي يازيقلار اولسون اونلارين ساخلانيلما سيندا دقت اولونماييب دير وايندي ليكده او اوچ مناردان يالنيز بيريسي گؤزه گؤرسنير و اگر مسؤولار و شهرين اهاليسي همت گؤسترمه ييب و اونون ساخلاماسيندا اساسي فيكير قيلما سالار ممكن دور گله جك نسيللريميز اونودا هئچ واخت گؤره بيلمه سين لر. چونكي اودا پيزا بورجو كيمي اييلمه يه باشلاميشدير و ديك اوخوندان بير چوخ درجه اوزاقلاشماغا گئدير.دئمك 1376- جي ايلين شهريور آييندا خوي شهرينده «تبريزلي شمس» حقينده بير سراسري مراسيم كئچيريلدي و بو مراسيم ده ممكلتين چئشيدلي شهرلريندن و بيلي يوردلاريندان گلن تدقيقاتچي لار تبريزلي شمسين حاقيندا سؤز آپارديلار. عين حالدا كئچن ارشاد وزيري دوقتور مهاجراني جنابلارينين دا مراسيمه گؤندرييي مقاله كي ادعا ائتميشدير «تبريزلي شمسين مزاري خوي دا گرك حافظ مزارينا ساياق دونيا توريست لرينين زيارتگاهي اولسون»‌ اوخوندو. آما يازيقلار اولسون كي بوگون دوزدايل بوسوزدن كئچيرو بويالنيز بير سؤز حدينده قاليب دير و بيز بوگونه دك بو سوزون عمل دونو گئيمه سين گؤرمه ميشيك.

قايناقلار:

1- شمس تبريزي و دارالصفاي خوي -“ تأليف بهروز نصيري,‌ناشر: مؤلف, تبريز 1377

2- نگاهي نوين به تاريخ ديرين تركهاي ايران محمد رحماني فر, نشر اختر, تبريز 1379

3- سيري در اشعار تركي مكتب مولويه, دكتر حسين محمد زاده صديق, نشر ققنوس, تهران 1369

4- نزهه القلوب, حمدا... مستوفي, به اهتمام دكتر دبير سياقي, نشر طهوري, تهران 1336  

  Back

 
 

موزه خوي

فيصل جاودان 

مقدمه : به طور كلي موزه از كلمه يوناني « museom » گرفته شده است . موزه ها به فرشتگاني اطلاق مي شد كه الهام بخش هنرهاي عاميانه مانند معماري هنري نقاشي و موسيقي بودند . در قرن شانزده ميلادي دربارها و خانواده هاي سلطنتي شاهكارهاي هنري و صنايع دستس ارزشمند را گردآوري و كم كم به تعداد آنها افزودند . اولين موزه عمومي در دانشگاه آكسفورد انگلستان در سال 1683  ميلادي به نام « شمولين » افتتاح شد .

اما تاريخچه مختصر موزه در ايران

ندانم كاري هاي بعضي از مردم يا به خاطر پول و يا خيانت آنها در طول قرن ها موجب شده برجسته ترين اشياء موزه هاي بنام دنيا « لور ، بريتانيا ، ارميتاژ ، متروپوليتن ، نيويورك » آثار به غارت رفته ايراني باشند در دوره قاجار براي سرگرمي و تفنن افراد خاص بدون توجه به بعد تخصصي و علمي تشكيلاتي به نام اداره عتيقات به سرپرستي « ايرج ميرزا » تاسيس گشت .

اولين موزه در ايران

اولين موزه در ايران در تالار « سلام كاخ گلستان » تهران توسط « ناصرالدين شاه » داير گشت . پس از چندي بعد در سال 1295 ش در محل وزارت معارف موزه ايران ايجاد و بعدا به مسعود و سرانجام در سال 1315 به ساختمان جديد موزه ايران باستان كنوني انتقال يافت . لازم به توضيح است كه در سالهاي اخير توجه مسئولين خاص نظام به آثار فرهنگي موجب تشكيل سازمان مستقل و مسئولي به نام سازمان « ميراث فرهنگي » كشور گرديده كه نه تنها كشف و حفظ آثار باستناني و بلكه يافتن راهي براي بازگرداندن آثار غارت شده و يا حد اقل بخشي از آنها در سرلوحه آن قرار دارد .

موزه خوي « Khoy museom »

همانطور كه مي دانيم اشياء باستاني يا همان موزه نشان دهنه مليت سابقه درخشان ملتها و است . ساختمان موزه شهر خوي در گذشته در محلي به نام « دارالايتام » و سپس يك « مدرسه » بوده است و در هشتم آبان ماه يال 1348 ش افتتاح شد . اين موزه از نوع تاريخي باستاني و هنري مي باشد و تا سال 1360 داراي 275 قطعه شي تاريخي و هنري از دوره هاي ماقبل تاريخ تاريخي و اسلامي و نيز اشيائي مربوط به هنرهاي ملي و تزئيني و مردم شناسي و كاردستي بوده است كه قرار است بنا به گفته آقاي ابراهيم متولي رئيس محترم گنجينه خوي بعد از مرمت به ساختمان قديمي شهرداري خوي انتقال داده شود . به گفته آقاي متولي 900  قلم اشياء وجود دارد كه نيمي از آن در معرض ديد بازديد كنندگان است . قديمي ترين شئ مربوط به 55 قرن پيش از سوخته بابل كشف شده كه يك ظرف سفالي است . آخرين شسء پيدا شده مربوط به دوره قاجار است كه چند سطر به خط فارسي در روي تخته نوشته شده است .

موقعيت جغرافيائي گنجينه خوي

گنجينه كه 1000 متر مربع كل وسعت آن ايت كه 180 متر مخصوص اشياء و مجموع وسعت دو سالن است . سالن كوتاه : مربوط به مردم شناسي سالن بزرگ : مربوط به باستان شناسي

اما موزه خوي شامل اقلام ذيل است .

1-   انواع ظروف سفالي مربوط به دوره هاي مختلف تاريخي و ماقبل آن 2 -“ انواع مهرهاي گلي عمدتا مربوط به پادشاهان سلسله ساساني به شكل موم . 3 -“ ظروف چيني و شيشه اي مختلف كه داراي نقوش ظريف و هنرمندانه اي هستند مربوط به دوره قاجار و خصوصا يك ليوان شيشه اي به رنگ آبي كه قدمت بعضي از آنها مشخص نيست . 4 -“ انواع تابلوهاي زيباي دستي كه حدودا قذمت بعضي از آنها مشخص نيست . 5 -“ انواع سكه هاي مسي ، نقره اس و يك سكه طلا مربوط به سلسله هاي مختلف پادشاهي قبل از اسلام و بعد از اسلام .

2-   - اولين سكه يافت شده به شكل دايره ، نقره و مربوط به دوره مامون 218 -“ 198 . آخرين سكه كشف شده مربوط به جهان شاه بهادري 872 -“ 847 ه . ق .

3-     - يك سكه طلا

6 -“ ادوات زينتي از مواد مختلف معدني و فلزي مانند گردنبندو -¦ 7 -“ در آنجا چند مرد و زن عروسكي كه لباس هائي بر تن پوشيده اند كه نشان دهنده پوشاك مرد ايلسون پوشاك زن قره پاپاق مرد قره پاپاق 8 -“ مهره هاي چوبي با متن عربي دعا ( اهدائي ) 9 -“ نمونه هائي از اسناد و مدارك خطي و قديمي 10 -“ كتب خطي دوره اسلامي 11 -“ پيكره فلزي شير طلاكوب شده مكشوفه از مرز بازرگان . 12 -“ انواع قليان 13 -“ انواع گلابدان 14 -“ خنجرهاي گوناگون مربوط به دوره هاي گوناگون 15 -“ اسلحه هاي گرم شامل تپانچه و تفنگ با درپوش فلزي مشبك . 16 -“ انواع تابلوهاي نقاشي شده شامل بازار قديمي در دوره زنديه منار شمس تبريزي در دوره صفويه محراب كليساي يوپ يركيس بعد از مرمت 17 -“ انواع بشقاب و قاشق ذوره قاجاريه و سنگ قبر مربوط به خورشيد خانم برادر اسماعيل خان سيميتگو و يك سنگ بزرگ يادبود 1195 قدمت كه در روي آن 7 بيت شعر كه نتوانستم بخوانم نوشته شده بود . 18 -“ خنجر مفرغي آلياژي مركب از مس و قلع جاسازي شده محل كشف گيلان 1000 ق . م و -¦

اين موزه دز سرويس عمومي اداري مفتوح و در ايام عادي با بليط و در مناسبت ها و بازديدهاي دسته جمعي به طور رايگان در خدمت علاقمندان مي باشد . در سالهاي اخير تعدادي از سكه هاي طلا و نقره و همچنين سنگ نوشته اي كه در بردارنده فرمان شاه طهماسب مبني بر تخفيف ماليات اصتاف خوي مي باشد و مربوط به دوره صفوي است و در همين شهر كشف و همكنون در اختيار اين گنجينه مي باشد . بزرگترين دو كوزه اي كه در گنجينه خوي وجود دارد و تا حالا پيدا شده به اندازه اي است كه يك نفر مي تواند در آن جا بگيرد البته فرد لاغر .

آقاي محمود نخعي هديه اي در سال 16 / 8 / 77 به جنس تشتي كه از چوب و معروف به « خمير تاباغي » كه در قديم خمير درست مي كردند به گنجينه خوي اهدا كرده است دو كاسه مرمري كه هر دو از تپه حصار دامغان به قدمت دو هزار قبل از ميلاد كشف شده است . و هزاران اشياء قديمي كه در چند سطر نمي توان آنها را وصف كرد .

  Back

 
 

از اعدام آدم رباها چه درسي بايد گرفت ؟

عبدالله عظيم آبادي

حدودا 50 -“ 60 روز پيش در همين شهر اتفاقي تعجب برانگيز رخ داد كه تابحال سابقه نداشته است . دختر 15 ساله اي در مسير مابين مدرسه و خانه توسط چند جوان ناآگاه با اتومبيل پيكان ربوده شده و خبر ان پس از مدتي به سرعت در سطح شهر پيچيد واقعيت تلخي كه نبايد به وجود مي آمد عاملين پس از چند ساعتي توسط اكيپي از ماموران جان بر كف نيروي انتظامي دستگير گرديدند و بعد از دوماه ، جواناني كه بايد مفيد به خانواده خود و همشهرسان قرار مي گرفت ، با عمل خودشان خانواده هائي را داغدار و در اوج جواني با حكمي در ملا عام به زندگيشان خاتمه داده شد . به اميد اينكه ديگر شاهد چنين اتفاق و صحنه هاي غمگين نباشيم گر چه سزاي اسن كار حتكا اين بوده كه داده شده است ولي آيا مشكل ديگر حل شد و دسگر شاهد چنين كارهاي ناپسند و غير عاقلانه نخواهيم بود ؟ اگر امروز چنين اتفاق تلخ و ناگواري افتاد فردا را چه بايد كرد ؟ تا امنيت دختران و زنانمان همچنان حفظ گردد و از طرفي ديگر چه شده است كه جوانانمان از راه راست و معقول منحرف شده و به راه ناثواب كشيده شده اند ؟ آيا ما بزرگان در اين باره گناه نداريم ؟ ما وظيفه ديني و وجداني خود را در مقابل اجتماع و جوانان به نحو احسن انجام داده امد تا آنها هم به مقصود دلشان برسند ؟ ! جوانان چه مي دانند براي سوختن در آتشي كه خود هيزم آن هستند چه بهاي هنگفتي بايد براي خطاي خود بپردازند ؟ وانگهي هر جواني بايد بعد از خدمت سربازي به شغل آبرومندي روي آورد و در سايه آن تشكسل خانواده بدهد تا ديگر شاهد چنين حوادث دلخراش نباشيم . ولي متاسفانه ديده مي شود اين بستر تابحال فراهم نشده است . شايان ذكر است پسراني هستند كه با داشتن 35 سال هنوز قدرت تشكيل خانواده متوسط و آبرومندانه را ندارند و دحختراني هستند كه مابين 25 -“ 30 يالگي شان را سپري مي كنند و بعلت نداري از رفتن به خانه بخت خودداري مي كنند !چه افكاري بايد به كار برد و چه بايد كرد كه پسر بعد از تمام شدن سربازي و دختر بعد از فارغ التحصيل شدن يا در سن 17 -“ 18 سالگي تشكيل خانواده داده و از بلاتكليفي و مجردي بدر آيند تا به راههاي ناتواب هر چند محيط هم ناسالم باشد نروند ؟ مگر در قديم چه مي كردند كه اين كارها را در رويا هم نمي ديدند تا بماند در ظاهر و در روز روشن ؟ آيا ما با اين تجملات غير ضروري و با خواستن شيربهاي انچناني و تعداد سكه بهار آزادي به عدد تاريخ تولد دختر و خواهان داماد پولدار و به قول امروزي ها باكلاس راه را گم نكرده ايم ؟ ما نمي توانيم راههاي منطقي گذشتگان را ادامه بدهيم و يا خود نمي خواهيم ؟ و يا به مثلي مادر زنها نمي گذارند ؟ ! وقتي كه براي فرزندان كاري آبرومندانه در اختيار آنها نمي گذاريم چه توقعي از يك پسر بيكار و معطل و ولگرد خيابانها داريم ؟ از طرفي هم خواهان آن هستيم كه ///انطوري كه ما مي خواهيم راه بروند و كوچكترين خطائي هم نداشته باشند ! چرا كار فقط براي يك قشر خاصي وجود دارد در صورتيكه كساني هستند كه از داشتن نان شب هم محروم هستند . مگر نشنيده ام كه مي گويند شكم گرسنه ايمان ندارد ؟ وقتي كه براي استخدام شدن ملاك عمل تحقيق از همسايه ها است و با وجود چندين اداره صاحب نظر از همسايه ها پرسيده شود كه فلاني پيراهن آستين كوتاه مي پوشد ، دم در منزلشان مي ايستد و يا فلان جا مي رود ؟ اگر منظورمان اين است كه مي خواهيم فرد باسوادي را از دربدري و راههاي ناثواب به علت بيكاري برگردانيم پس اين همه در خانه ها رفتن و تحقيق كردنهاي اضافي و بي مورد از مردم عادي و بي مسئول در موقع استخدام جوانان چه معني دارد ؟ با اين حرفهاي بي مورد فرد باسوادي را از داشتن شغل مناسب و آبرومندانه محروم مي كنيم و توقع داريم كه آب از آب تكان نخورد ! اينطور بنظر مي رسد كه مسبب اصلي خودمان هستيم با اين گزينش ناعادلانه و ناحق فرد سالمي را به خيابانها رها مي كنيم و انتظار داريم كه هيچ خطري اينها را تعقيب نكرده و تا آخر عمرشان چه تشكيل زندگي داده يا نداده همينطوري بي حاصل گذران عمر بكنند و عاقبت كار را هم خدا مي داند كه چه پيش مي آيد و فردا و فرداهائي ديگر باز هم خدائي نكرده خانواده هاي آبرومند ديگر در حول و حوش چنين ماحراهائي از هم پاشيده شوند . البته ما از هيچ گناهكاري دفاع نمي كنيم . گناهكار از هر طبقه و قشري باشد بايد طبق قانون به سزاي اعمال خود برسد . مي خواهيم ببينيم مشكل لارمان كجاست تا حالا چه كرده ايم و چه بايد بكنيم تا ديگر شاهد همچون ماجراي غم انگيز و رنج آور نباشيم ؟ راهها را بايد هموار كرد تا كسي به چاله نيفتد وگرنه در راه ناهموار هر چند مواظب اطراف باشيم باز هم پايمان مي لغزد . نقطه اميد همه مردم ، امنيت و در سايه آن بهتر زيستن و ريشه همه فساد ، بيكاري جاونان است . اميد اينكه با تدابير اولياي محترم ، صاحب نظران و مسئولان گرامي ، از اين مشكل دردآور نجات يافته و جواناني شايسته دارالمومنين خوي داشته باشيم .

  Back

 
 

لزوم استفاده بهينه از تابلوهاي تبليغاتي در خوي

عبدالله عظيم آبادي 

جا دارد از زحمات بي شائبه كاركنان زحمت كش شهرداري و از شهردار محترم و دلسوز خوي به سبب توجه به كوچه ها و جمع آوري به موقع زباله هاي همشهريان و در آخر به منظور ايجاد جايگاه مناسب و ثابت فلزي شيك و آبرومندانه براي الصاق آگهي هاي تبليغاتي به ويژه آگهي سوگواري ها كه در سطح شهر براي زيبا سازي و جهت اطلاع رساني و راحتي مردم در معابر عمومي نصب گرديده تشكر و قدرداني گردد و از عموم صاحبان پوسترهاي تبليغاتي و آموزشگاهي و اگهي هاي مجالس ترحيم تقاضا مي كنم از هركدام آگهي ها فقط يك عدد در تابلوي اعلانات الصاق نمايند تا شهري سالم داشته باشيم و جاي معيني كه جهت اطلاع رساني و راحتي مردم در نظر گرفته شده به نحو احسن استفاده گردد . در و ديوار ساختمانها و نماي زيباي انها مورد استفاده قرار نگرد . آيا كساني كه بر در و ديوار مردم براي تبليغ كالاي خود و شماره تلفن ان با خط درشت و يا تبليغ فرهنگي به آموزشگاهشان مي نويسند توجيهي براي اين كار ناپسند خود دارند ؟ البته در اينجا لازم به ياد آوري است  چونه در آستانه راي گيري و انتخاب نمايندگان مجلس قرار داريم اگر از مكانهاي ايجاد شده در اين مورد استفاده كرده باشند در آن صورت شهري در خور تحسين و همه پسند خواهيم داشت . گاهي ديده مي شود از يك آگهي و پوستر تبليغاتي هفت هشت تا در يك جا به در و ديوار كركره مغازه آن هم با سريشم مي چسبانند و جاي آن با هيچ چيزي پاك نمي شود . به نظر راقم همچون كاري به احتمال قوي به جز به هدر دادن هزينه بيشتر ديگر دليلي در اين قضيه ديده نمي شود . در اينجا بايد تاكيد كرد كه هر نوشته اي يك بار خواندن ان لذت بخش و مفيد مي باشد و تكرار آن بيهوده تلف نمودن وقت ديگران و نازيبا جلوه دادن نماي شهرمان چيزي عايد هيچ كس نخواهد شد و يا كساني ناآگاه و خودخواه پيدا شدند تبليغاتي كه روز قبل به جايي زده شده تبليغات خود را به روي انها مي چسبانند كه گوئي با اين كار خودشان شاخ غولي را شكستند و از فرداي ان روز اين كار از هر دو طرف صاحب تبليغ كه مقاصد مشتركي دارند بطور زنجيره اي استمرار پيدا مي كند بي انكه كمترين سودي به آنها داشته باشد . با اشاره به مطالب بالا همان بهتر براي جهت اطلاع مردم يك برگ آن آگهي كافي باشد . ديكران هم از امكانات بوجود آمده بالسويه استفاده نمايند . اميد اينكه احدي براي تبليغ كالا و يا آژانس خود شماره تلفن با خط درشت خود را در هيچ مكان نامناسب ننوشته تا نقطه پاياني بر همه اين بي نظمي ها باشد .

  Back

 

- نگاهي به خوي در 60 سال قبل

- «  تبريزلي شمسين» مزاري خوي  شهرينده

- موزه خوي

- از اعدام آدم رباها چه درسي بايد گرفت ؟

- لزوم استفاده بهينه از تابلوهاي تبليغاتي در خوي